لازم به یادآورى است كه یكى از ایستگاه هاى تلویزیونى مروج این نوع دیدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد. یكى دیگر از فعالیت هاى درخور توجه این گروه تربیت یك صد هزار كشیش متعصب و مدافع مسیحیت جنگ طلب مى باشد، كه عمده فعالیت خود را در امریكا متمركز نموده اند. جالب است بدانیم مفسران و نظریه پردازان این نظریه تا پیش از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى واژگانى همچون روش، ماشك، توبال، فارس، جومر و توجرمه را، كه به زعم اینان حریفان اصلى نبرد مجدون را تشكیل مى دهند، به ترتیب بر روسیه، مسكو، توبولسك (یكى از شهرهاى شوروى سابق)، ایران، شمال افریقا یا كشورهاى اروپاى
شرقى و قزاق هاى جنوب روسیه تطبیق مى كردند. این گروه نسبتاً قدرتمند علاوه بر آن كه، روابط خویش را با اسرائیل مستحكم مى سازند و تشكیل رژیم صهیونیستى را مقدمه ظهور مسیح ارزیابى مى كنند، در عین حال با توجه به اعتقادات خویش، با جریان صلح یا سازش خاورمیانه مخالفت مى كنند. جرى فال ول، كه یكى از كشیشان معروف و از رهبران این گروه هاى افراطى مى باشد، درباره روند صلح خاورمیانه و پیمان كمپ دیوید مى گوید:
«به رغم انتظارهاى خوش بینانه و دور از واقع بینى دولت ما، این قرارداد پیمان پایدارى نخواهد بود. ما از صمیم قلب براى صلح در اورشلیم دعا مى كنیم، ما به یقین بالاترین احترام ها را براى نخست وزیر اسرائیل و ریاست جمهورى مصر قایل هستیم... اما شما و ما مى دانیم تا روزى كه خداوندگار ما عیسى بر روى تخت داوود در اورشلیم (قدس) جلوس نكنند، صلحى در خاورمیانه برقرار نخواهد شد.»
متأسفانه باید اظهار داشت این دیدگاه افراطى تنها به پژوهشگران راست مسیحى و برخى كشیشان محدود نمى شود، بلكه رسوبات این طرز تلقى در یكى از مهم ترین نظریات سیاسى راهبردى، یعنى نظریه جنگ تمدن ها و در پیوند با اهداف درازمدت قدرت هاى بزرگ به خوبى قابل مشاهده است. نظریه جنگ
تمدن ها، كه استخوان بندى سیاست خارجى و دفاعى امریكا را شكل داده است، در رابطه با آینده جوامع بشرى به ویژه دو تمدن اسلام و غرب، نگاهى نزدیك به مشیت طلبان مسیحى داشته و ابراز مى دارد: «تقابل اصلى جوامع بشرى برخورد فرهنگ اسلامى و فرهنگ غربى است.»
با جمع بندى آنچه گذشت، مى توان این حقیقت را دریافت كه در صحنه انتظار موعود رقبایى سرسخت و پركار حضور دارند; اندیشه هایى كه با ارائه تفاسیر خویش در تلاش هستند تا موجودیت سایر نگرش ها را به خطر اندازند. این مسأله زمانى جدى تلقى مى شود كه بدانیم هویت شیعه پیوندى حیاتى با اندیشه انتظار داشته و در ارتباط با این مفهوم قوام مى یابد. ازاین رو، مى توان با اطمینان اظهار داشت كه بار گران تبیین اندیشه مهدویت بیش از هرجا بر دوش شیعه دوازده امامى سنگینى مى كند. حال، اگر این واقعیت را با وقوع انقلاب اسلامى و داعیه دارى زمینه سازى ظهور حضرت حجت (عج) ملاحظه نماییم، عمق مسأله بیش از پیش آشكار خواهد شد. بى گمان فرا رسیدن هزاره سوم فرصتى كم نظیر و طلایى را فراروى مبلغان واقعى منجى آخرالزمان قرار داده است.
استفاده هدفدار و روشمند از این موقعیت ممتاز با توجه به غنا وگیرایى اندیشه انتظار در شیعه، مى تواند راه را بر اندیشه هاى رقیب بسته یا دست كم آنان را بى رقیب رها نكند. در برابر بى توجهى به فرصت هاى پیش آمده راه نفوذ و هجوم دیگرى را براى دشمنان فراهم خواهد ساخت; دشمنانى كه با اندیشه انتظار نیز برخوردى ابزارى خواهند داشت.

نوشته شده در تاریخ جمعه یازدهم اسفند 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()