روایت اول:

عبد العظیم حسنى گوید: بر مولاى خود امام جواد(ع) وارد شدم و مى‏خواستم از قائم پرسش كنم كه آیا مهدى هم اوست یا غیر او؟ امام آغاز سخن كرد و فرمود: اى ابو القاسم قائم ما همان مهدى است كسى كه باید در غیبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین از فرزندان من است و سوگند به كسى كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى گرداند تا در آن قیام كند و زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد و خداى تعالى امر او را در یك شب اصلاح فرماید چنان كه امر موسى كلیم اللّه(ع) را اصلاح فرمود، او رفت تا براى خانواده‏اش شعله‏اى آتش بیاورد اما چون برگشت، رسول و پیامبر بود.

سپس فرمود: برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

عبد العظیم حسنى گوید: به امام جواد(ع) گفتم: امیدوارم شما قائم اهل بیت محمد باشید كسى كه زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد. فرمود: اى أبو القاسم! هیچ یك از ما نیست جز آنكه قائم به امر خداى تعالى و هادى به دین الهى است، اما قائمى كه خداى تعالى توسط او زمین را از اهل كفر و انكار پاك سازد و آن را پر از عدل و داد نماید كسى است كه ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان نهان و بردن نامش حرام است، و او همنام و هم كنیه رسول خدا(ص) است و او كسى است كه زمین برایش در پیچیده شود و هر دشوارى برایش هموار گردد و از اصحابش سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند و این همان قول خداى تعالى است كه فرمود: ایْنَ ما تَكُونُوا یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

و چون این تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آیند خداى تعالى امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار مرد باشد كامل شد به اذن خداى تعالى قیام كند و دشمنان خدا را بكشد تا خداى تعالى خشنود گردد.

عبد العظیم گفت: اى سرورم چگونه مى‏داند كه خداى تعالى خشنود گردیده است؟ فرمود: در قلبش رحمت مى‏افكند و چون به مدینه درآید لات و عزى را بیرون كشیده و آن دو را بسوزاند.

روایت دوم:

‏صقر بن أبى دلف گوید: از امام جواد(ع) شنیدم كه مى‏فرمود: امام پس از من فرزندم على است، دستور او دستور من و سخن او سخن من و طاعت او طاعت من است و امام پس از او فرزندش حسن است، دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او طاعت پدرش باشد، سپس سكوت كرد.

گفتم: اى فرزند رسول خدا! امام پس از حسن كیست؟ او به شدت گریست و سپس فرمود: پس از حسن فرزندش قائم به حق امام منتظر است، گفتم: اى فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مى‏گویند؟ فرمود: زیرا او پس از آنكه یادش از بین برود و اكثر معتقدین به امامتش مرتد شوند قیام مى‏كند، گفتم: چرا او را منتظر مى‏گویند؟ فرمود: زیرا ایام غیبتش زیاد شود و مدتش طولانى گردد و مخلصان در انتظار قیامش باشند و شكاكان انكارش كنند، و منكران یادش را استهزا كنند، و تعیین‏كنندگان وقت ظهورش دروغ گویند، و شتاب‏كنندگان در غیبت هلاك شوند، و تسلیم‏شوندگان در آن نجات یابند.

نوشته شده در تاریخ جمعه چهاردهم مهر 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()