یکی از اتفاقات در عصر ظهور کشته شدن ابلیس است اگر در دوران غیبت ابلیس نیست آیا این عدالت است که ابلیسی وجود نداشته باشد، امام معصوم نیز در دسترس مردم باشند، عقلها هم رشد کرده باشد و مردم آن دوران به راحتی بهشتی شوند و ما با این زمینه های گناه و... تلاش کنیم تا جهنمی نباشیم؟

کشته شدن ابلیس درست است اما در آن زمان تنها ابلیس از بین می رود یعنی سرکرده شیاطین.

اما شیاطین انس و جن (به تعبیر قرآن) در زمان ظهور نیز وجود دارند.

 ضمن این که غرایز انسان نیز وجود دارد یعنی انسان ها تبدیل به ملک نمی شوند که شهوت و غضب در آنها از بین ببرد. انسانهای آن دوران نیز دارای همین غرایز انسانی هستند.

 از طرف دیگر کسانی که وسوسه می کنند، یعنی کسانی که بدی را برای انسان زیبا جلوه می دهند یا انسان را تشویق به معصیت می کنند نیز حضور دارند بنابراین تحریک برای هر فردی وجود دارد.

نکته دیگری که از اختلافهای جامعه ظهور با جامعه های دیگر است آن است که در ذیل آیه شریفه قرآن که می فرماید: جاء الحق و ذهب الباطل در تفسیر آیه آمده است که«ذهب دولت الباطل» یعنی باطل دیگر قدرت نخواهد داشت. به عبارت دیگر در زمان ظهور مافیای گناه و شبکه های باطل وجود ندارند اما گناه شخصی هست به عنوان مثال در آن زمان هم ممکن است فردی شراب بخورد اما به محض اطلاع او را مجازات می کنند و حد شرعی بر او اجرا می شود و اینگونه نیست که کسی شراب بخورد بعد رشوه بدهد و آزادانه این کار را ادامه بدهد بنابراین گناهان شخصی وجود دارد چون شهوت ها غرایز و شیا طینی وسوسه گر وجود دارند.

حضرت هنگامی که مردم را به یک طبقه بالاتری از عقل ارتقاء می دهند طبعا تکالیف شدید تری نیز از آنها انتظار دارند.

امروز بسیاری از مسایل برای ما آسان گرفته شده است یعنی هر چه جامعه پیشرفت می کند سخت گیری ها نیز بیشتر می شود بعنوان مثال در زمان حضور امام اگر ثابت شود کسی دروغ گفته است او را گردن می زنند در حالی که امروز حکم آن در جامعه اسلامی چنین نیست چون میزان رشد معرفتی جامعه در این سطح نیست بنابراین با وجود چنین سخت گیری هایی موضوع عدم عدالت مطرح نیست.

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()