هستی در پیشگاه امام زمان(عج)

خداوند در آیات سوره قدر پس از بیان عظمت این شب كه آن را برابر با هزار ماه و یا هشتاد سال می شمارد، به این نكته توجه می دهد كه عظمت این شب برای مردم قابل درك و فهم نیست: و ما ادراك ما لیله القدر؛ زیرا در این شب اموری اتفاق می افتد كه بیرون از ادراك قوای واهمه، خیالیه و عاقله ماست.

از جمله این اتفاقاتی كه قرآن آن را بیان می كند، نزول همه فرشتگان و روح به زمین است: تنزل الملائكه والروح فیها باذن ربهم من كل امر.

شب قدر، شبی در طول سال است كه در آن تمام مقدرات عالم تا شب قدر سال بعد، تقدیر و امضا می شود. خداوند در این باره می فرماید: فیها یفرق كل امر حكیم. (دخان، آیه4) بنابراین، نزول فرشتگان و روح در این شب، می بایست ارتباط تنگاتنگی با مسئله مقدرات هستی داشته باشد. از این رو خداوند در آیه 4 سوره قدر از هر امر سخن به میان آورده كه با نزول فرشتگان و روح مرتبط است.

پس فرشتگان و روح در ارتباط با امور هستی، در شب قدر نزول اجلال می كنند و این اتفاق تنها در زمان پیامبر(ص) نمی افتد، بلكه هرسال اتفاق می افتد و اختصاص به زمانی خاص ندارد. خداوند در اشاره به تكرار این رخداد درهرسال می فرماید: تنزل الملائكه و الروح فیها باذن ربهم من كل امر. در تفسیر نمونه در این باره آمده است: با توجه به اینكه "تنزل" فعل مضارع است، و دلالت بر استمرار دارد (در اصل "تتنزل" بوده) روشن می شود كه شب قدر مخصوص به زمان پیغمبر اكرم(ص) و نزول قرآن مجید نبوده، بلكه امری است مستمر و شبی است مداوم كه در همه سال تكرار می شود. (تفسیر نمونه، ج 27، ص، 481)

پس می توان گفت كه هرسال، نزول فرشتگان و روح در ارتباط با مقدرات هستی در شب قدر تكرار می شود. اما این پرسش مطرح می شود كه این نزول برچه كسی است؟

براساس روایات، این نزول بر خلیفه الله است و فرشتگان و روح به محضر ولی زنده خدا می رسند و مقدرات عالم را با او هماهنگ می كنند.

در تفسیر اطیب البیان آمده است: "نزول آنها در شب قدر برای دو امر است: یكی آنكه بر امام زمان نازل شوند و آنچه در این سال تقدیر شده به امر پروردگار به نظر مباركش برسانند؛ امر دوم: اینكه ملائكه و روح در مجالس مؤمنین حاضر شوند و بر آنها سلام و در حق آنها دعا كنند و در عبادت آنها شركت كنند و ثواب عبادت آنها را در نامه عمل مؤمنین ثبت نمایند." (اطیب البیان فی تفسیر القرآن ج 14، ص، 181)

اینكه فرشتگان و قدسیان به همراه روح بر خلیفه الله و امام هر زمان نازل می شوند براساس آیات و روایات قابل اثبات است؛ چرا كه این خلیفه الله است كه در مقام خلافت الهی، مقدرات امور را به عهده گرفته و در مقام مظهریت ربوبی نشسته است.

خلیفه الله نه تنها بر مقدرات جزیی هر موجود و آفریده ای آگاهی و نوعی احاطه و تسلط دارد، بلكه در حیات و ممات آنان نیز دخالت مستقیم دارد؛ زیرا به نظر می رسد كه روح كه خود آفریده ای بزرگ است، ارتباط با حیات موجودات دارد و هر موجود صاحب روحی از حیات او بواسطه نفخ و دمیدن بهره مند می شود.

باید توجه داشت كه روح چه روح انسانی و چه روح مطلق، از عالم امر است كه در برابر عالم خلق قرار می گیرد. (اعراف، آیه 45) روح انسانی مستقیم از خداوند در انسان دمیده شده است. (حجر، آیه 92) و آن روح كه در آیه 4 سوره قدر آمده غیراز روح انسانی است كه خود آفریده ای دیگر است. از آن جایی كه همه فرشتگان و قدسیان از جمله روح در خدمت خلیفه الله است، این روح اعظم نیز به خدمت ولی الله اعظم(عج) می رسد تا معلوم دارد دراین سال درچه كسی حیات دمیده شود. به سخن دیگر، این خلیفه الهی است كه مشخص می كند چه موجوداتی آفریده شوند و روح اعظم در آنها جاری و نفخ و دمیده شود.

از اینجا می توان دریافت كه مقام و نسبت امام زمان(عج) در هستی تا به كجاست و اینكه انسان كامل معصوم(ع) در مقام قاب قوسین او ادنی (نجم، آیه 9) نشسته است، به معنای نخستین صدور است و هر آنچه از خداوند صادر می شود توسط و از مجرای فیض امام معصوم(ع) و خلیفه الله می باشد. بنابراین، هیچ رخداد و امری در عالم هستی ما سوی الله اتفاق نمی افتد مگر آن كه امام معصوم(ع) بدان علم احاطه دارد و به حكم خلیفه الله در تحقق و اجرای آن نقش مظهریت ایفا می كند. از این رو در روایات به اشكال مختلف آمده است: اگر تو نبودی ما افلاك را نمی آفریدیم. افلاك در حقیقت نماد هستی و ماسوی الله است. پس اگر امام معصوم(ع) و خلیفه الله نبود هرگز ماسوی الله آفریده نمی شد. این همان معنای صدور نخست و نخستین صادر است. پس یك حقیقت به عبارت های گوناگونی بیان می شود تا هر كسی با توجه به قوه درك و فهم خویش آن حقیقت را دریابد.

نویسنده : علیرضا شعاعی

منبع : روزنامه كیهان

نوشته شده در تاریخ جمعه هفدهم شهریور 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()