در دهه 90 دو نظریه جدی پیرامون «مدینه فاضله » یا آرمان شهر مطرح شد: یکی «نظم نوین جهانی» که از سوی جورج بوش مطرح شد و دیگری «پایان تاریخ » فوکویاما . مجموعه فیلم هایی که در این دو دهه، به ویژه پس از طرح نظم نوین ساخته شده، اهداف غرب را به خوبی نشان می دهد . برای مثال، آمریکایی ها فیلمی به نام «روز استقلال» ساخته اند که جلوه های ویژه بسیاری دارد و به شدت بر روی آن تبلیغ شد . در این فیلم، یک گروه فضایی به کره زمین حمله می کنند و آمریکایی ها دفاع می کنند و در نهایت، در روز استقلال آمریکا دشمنان را دفع می کنند . پیام این گونه فیلم ها این است که آمریکا و نظام حاکم بر غرب تنها سیستمی است که جهان را از خطراتی که در آینده رخ می دهد، حفظ می کند . در فیلم پیشگویی های نوستر آداموس نیز آمریکاست که در مقابل مسلمانان می ایستد; یا مثلا بازی کامپیوتری خیلی مشهور «یا مهدی » که اسم اصلی اش «جهنم خلیج فارس » است، خلیج فارس را مرکز حرکت های تروریستی جهان جلوه می دهد . از بعد روان شناسی، این بازی، افراد را نسبت به امام زمان و لفظ «یا مهدی » شرطی می کند; این بازی پیام دیگری هم دارد که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را توجیه می کند . هالیوود در سال 2000 فیلم «ماتریکس» را ساخت که فروش و استقبال غیرمنتظره ای داشت . در این فیلم، هویت انسان آینده که به ماشین تبدیل شده است، زیر سؤال می رود، اما نجاتی که برای فرار از این بحران ذکر می شود، شهری است به نام صهیون . (Zion) در دهه 50 نیز میلیون ها دلار برای ساختن فیلمهایی مثل «بن هور» و «ده فرمان» هزینه شد تا اسرائیل را که در آن دوره شدیدا دچار بحران مشروعیت بود، نجات دهد .

بحث های آخرالزمان (فیوچریسم) که توسط کسانی چون تافلر، فوکویاما، هانتینگتون، برژینسگی و ... مطرح می شود، در سینمای غرب نیز بازتاب دارد . واقعیت این است که بحث آینده نگری در غرب خیلی جدی تر از فضای ماست . هرچند این موضوع در فرهنگ تشیع ناب در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مطرح است، ولی در ذهن عامه تنها در بعد مذهبی مطرح است . فیلم آمریکایی «روح » یا «شبح » که چند اسکار گرفت، می خواهد بگوید انسان معاصر، شیدای شکستن دیوار تاریخ است; می خواهد به آینده نفوذ کند و چون قدرت علمی دارد، می خواهد آینده را خودش بسازد . البته این آینده نگری در غرب ریشه در مسائل سیاسی هم دارد . مثلا در فیلم «نوسترآداموس » می خواهد بگوید چنین حوادثی محقق خواهد شد; اما ما می توانیم تغییرش بدهیم .

یکی دیگر از اسباب آینده نگری در بین اندیشمندان غربی، مساله مذهب است . شما به کارکرد افرادی مثل جری فالول و مؤسسه «کلوپ اخلاقی » نگاه کنید . در اکثر تمدن ها اعتقاد بر این بوده است که در پایان هر هزاره یک سری تحولاتی رخ می دهد . در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسی مسیح بودند و یهودی ها آمده بودند در دروازه شرقی بیت المقدس دوربین گذاشته بودند که حضرت مسیح اگر نزول اجلال کرد، فیلمش را بگیرند .

مجموع این قضایا یک پیوندی بین نظریه پردازان، سیاست بازان و تصویربرداران غرب ایجاد می کند . مثلا گاسپار وان برگر، وزیر دفاع سابق آمریکا، کتاب جنگ بعدی را می نویسد و بخشی از آن را به سال 1999 و 2000 و بخشی از آن را به ظهور محمد منتظری [!؟] در ایران اختصاص می دهد و چیزهایی را که نوستر آداموس گفته بود مجددا زنده می کند .

ادامه دارد...

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()