تبلیغات
در انتظار خورشید

مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست_پایانی_


مخفى نگاه داشتن

روایت ابن عباس از پدرش از پیامبر(ص) که مى‌گفت پس از برپایى حکومت عدل مهدوى، هر قدر خدا بخواهد در زمین باقى مى‌ماند، گویاى تعمدى بر مخفى ماندن مقدار حکومت امام زمان(عج) است. این حدیث، نظر آیة‌اللّه صدر را در مورد تعمد در مخفى نگاه داشتن مقدار زمان حکومت مهدى(عج) تقویت مى‌کند؛ اما نمى‌توان این نظر را پذیرفته شده تلقى نمود؛ زیرا اگر چنین بود، جا داشت که همه احادیث، این‌گونه عمل کنند، نه اینکه در برخى سالیانى را مشخص کنند و در برخى دیگر، سالیانى دیگر. اگر پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام مى‌خواستند چیزى را مخفى نگاه دارند، على القاعده، آن را با کلمات مبهم بیان مى‌کردند و سالیان مشخصى را ذکر نمى‌کردند. همچنین اجبارى در ذکر این سالیان مشخص در کار نبوده که بخواهیم آن‌ها را بر تقیه حمل کنیم. شاید به همین دلیل است که مرحوم صدر این قول را قوى نمى‌داند و آن را فقط در حد یک احتمال، مطرح می‌کند.

مقدار حکومت: کوتاه یا بلند

با توجه به ضعف بیشتر احادیث این باب و ضرورت وجود ادله اطمینان‌آور در مسائل اعتقادى و تاریخى، نمى‌توان در باره مقدار حکومت مهدى(عج) نظرى قاطع داد. کسانى که از طریق مقایسه با حکومت پیامبر(ص) در مدینه (هشت تا ده سال)، مقدار حکومت امام مهدى(عج) را کوتاه (هفت سال) مى دانند، به تفاوت‌هاى این دو حکومت توجه نکرده‌اند؛ زیرا جامعه اسلامى صدر اسلام، بسیار محدود بود و در گستره شبه جزیره عربستان واقع شد، نه در سراسر زمین. حکومت جهانى مهدى(عج) سلام قرار است که کل جهان را زیر پوشش خود قرار دهد و همه مردم عالم را به راه راست هدایت کند و به سوى اسلام بکشاند و چنین کارى با هر سرعتى هم که فرض شود، نمى‌تواند به طور عادى در هفت، هشت یا نه سال اتفاق بیفتد. بنابراین، نمى‌توان نظر ایشان را در این زمینه پذیرفت.

دیدگاه‌هاى دیگر نیز استدلال قوى و قابل اعتمادى ندارند. على‌الخصوص اگر به تعارض احادیث این باب توجه کنیم، از دادن حکمى قاطع، پرهیز خواهیم کرد.

در عین حال باید توجه داشت که استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن‌ها حاکمیت کفر و ظلم، به مجاهدتى طولانى و گسترده نیازمند است و قطعاً مهدى(عج) یا جانشینان ایشان، باید سال‌ها در جهان حضور داشته باشند تا بتوانند به همه اهداف خود جامه عمل بپوشانند. پذیرش این مطلب که مردم، قرن‌ها براى تحقق عدل مهدوى در انتظار باشند و سختى‌ها و مشکلات بسیارى را در این راه تحمل کنند، ولى این حکومت، چند سالى بیشتر به طول نینجامد و بساط جهان در هم پیچیده شود، بسیار دور از ذهن است و باید دست کم نظام حکومت مهدوى، زمان درازى پابرجا بماند.

البته تصور اینکه در آن نظام مهدوى _که پس از قرن‌ها انتظار تشکیل شده است_، خود امام مهدى(عج) حضور نداشته باشند و تنها پس از هفت سال از دنیا بروند نیز دشوار است. قرن‌ها بشر در انتظار اوست و برایش دعا مى‌ کند. دستور اهل بیت علیهم السلام این است که براى بقاى او بر روى زمین و تمتع طولانى او دعا کنیم: «اللهم کن لولیک الحجّة بن الحسن...». تمتع طولانى ایشان پس از استقرار حکومتشان خواسته مى شود: «حتّى تُسکنه أرضک طوعاً و تمتّعه فی‌ها طویلاً». اگر مقرر باشد که دوران زندگى ایشان پس از استقرار حکومتشان کوتاه باشد، وجهى براى آموزش این دعا و خواندن آن وجود ندارد.

 

منبع : فارس نیوز

 

نوشته شده در تاریخ شنبه هجدهم خرداد 1398    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست_4_


اختلاف زمان به دلیل تنوع موضوعات

مى‌توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان(عج) بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى‌شود و مدتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب‌هایى در برپایى حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى‌رود و به واسطه رجعت پیامبر(ص) و امامان دیگر علیهم السلام استمرار مى‌یابد.

یک احتمال این است که حکومت خود مهدى(عج) کوتاه‌تر باشد و حکومت سایراهل بیت علیهم السلام پس از رجعت آنان استمرار یابد و تحقق اهداف این حکومت در درازمدت و به دست دیگر امامان علیهم السلام باشد. بر این اساس، زمان‌هاى طولانى‌تر را باید ناظر به نظام حکومت مهدوى دانست، نه حکومت شخص امام مهدى(عج). در حدیث پیش گفته امام باقر(ع) زندگى امام مهدى(عج) از روز قیام تا روز مرگ، نوزده سال و حکومت دیگر اهل بیت علیهم السلام، سیصد و بیست و دو سال بیان گردید.

احتمال دیگر این است که برخى از توفیقات این حکومت در دوره رجعت امام زمان(عج) اتفاق بیفتد. بخشى از موفقیت‌ها در دوره اول _که مى تواند کوتاه باشد_، واقع مى‌گردد و بخشى دیگر در دوره رجعت.

در این صورت، احادیثى که از عبارت «یعیش» و «عاش» و «یکون» استفاده کرده‌اند، باید مدت زمان طولانى‌ترى را گفته باشند و روایت‌هایى که ناظر به زمان حکومت امام(عج) هستند، زمان کوتاه‌ترى را ذکر کرده باشند؛ اما چنین نیست.‌‌ همان‌طور که گذشت، احادیثى از زندگى هفت، هشت یا نه ساله امام زمان(عج) پس از ظهور سخن گفته‌اند و از تعبیر «یکون»، «عاش» یا «یعیش» استفاده کرده‌اند. در عین حال، برخى نیز از حکومت هفت ساله گفتگو کرده‌اند. تعدادى نیز زمان حکومت ایشان را بیشتر، یعنى چهارده، نوزده، بیست، چهل و بیشتر از آن گفته‌اند.

بنابراین، نمى‌توان بر اساس معیارى معین و واحد در این زمینه حکم کرد و قاطعانه، این زمان‌هاى مختلف را به صورت یاد شده، تطبیق کرد.

گسترش ظرف زمان (هر سال، معادل ۱۰ یا ۲۰ سال)

احادیثى که ناظر به گسترش زمانى‌اند و مى‌گویند هر سال آن حکومت، معادل ده سال و برخى آن را معادل بیست سال عادى به حساب مى‌آورند، ممکن است بیانگر سرعت تحولات بر اثر رشد علم و فناورى باشند. با این حال نمى‌توان مقدار کم ذکر شده در برخى احادیث را با این توجیه، به طور عادى فهم کرد. اگر امرى معجزه‌آسا رخ دهد و هفت سال حکومت ایشان در واقع مطابق هفتاد یا یک صد و چهل سال شود، مى‌توان درک کرد که در چنین زمانى، آن تحولات عظیم در کل جهان رخ دهد. اما اگر انتظار باشد که صرفاً در‌‌ همان هفت سال همه این تحولات واقع گردد، به طور عادى، قابل فهم نیست. افزون بر اینکه در این احادیث، راویان ضعیفى وجود دارند که اعتماد به صحت حدیث را بسیار کم مى‌کنند

ادامه دارد...

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1398    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست_3_


نظریه‌ها

وجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى‌گوید: «اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدت حکومت امام مهدى(عج)، برخى بر همه مدت فرمان‌روایى ایشان، برخى بر زمان استقرار دولت او، برخى بر سال‌ها و ماه‌ها به حساب ما و برخى هم بر سال‌ها و ماه‌هاى طولانى زمان ایشان حمل مى‌شود. »

ایشان در انتها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى‌کند که گویاى تردید خود وى در این جمع‌بندى است.

ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى‌کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا‌تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى‌کند.

آیت‌الله سید صدرالدین صدر مى‌گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد‌تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر‌تر و مشهور‌تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى(عج) است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدت کوتاه رخ مى‌دهد. چنانکه قیام جد بزرگوار او نیز در مدت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.

وى سرانجام این احتمال را مطرح مى‌کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى‌خواسته‌اند حقیقت را در مورد مدت زمان زندگى مهدى(عج) بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى‌ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگرچه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست.

به نظر آیت‌الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان(عج)، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران‌هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى‌اش بیش از سیصد سال.

ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلم است که این آوازه‌ها و مقدمات براى یک دوران کوتاه مدت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدتى طولانى است که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد.

بررسى

احادیث این باب، بسیار متنوع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى(عج) یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف‌اند. تنها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته‌اند، نزد برخى از اهل سنت، صحیح به حساب مى‌آیند؛ اما دیگران، آن‌ها را ضعیف مى‌دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى‌توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد.

مأموریت و رسالت مهدى(عج) تحقق ارزش‌هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ‌اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند. »

مسلم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.

 

ادامه دارد...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هشتم خرداد 1398    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست_2_


تعابیر به کار رفته

برخى احادیث از تعبیر «یکون» به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده‌اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» و «یَعیشُ». ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده‌اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگى مهدى(عج) را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر(ع) است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است.

تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا(ص) وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى‌ماند در زمین هر چه خدا بخواهد. »

اما اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى‌کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى‌کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى‌کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى‌ماند در زمین هر چه خدا بخواهد. » یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن‌گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقف خواهد داشت.

دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک»  و «یملک»، ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان‌هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده‌اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال _که با مفهوم «یعیش» آمده بودند_، با‌‌ همان مضمون با تعبیر «یملک» نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه‌اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه‌اى نمى‌تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد.

سید ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا(ص) نقل مى‌کند که در آن، گفته شده مهدى(عج) در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى‌کند. در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى‌توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است.

طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدتى طول مى‌کشد تا حکومت ایشان مستقر شود.  مبارزات ایشان براى برپایى حکومت و استقرار در منطقه‌اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى‌دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى‌تر باشد.

 

نوشته شده در تاریخ جمعه سوم خرداد 1398    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست_1_


در اخبار و احادیث اسلامى، زمان‌‌هاى متفاوتى درباره مدت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه‌هاى مختلف با این موضوع، رو به‌‌رو شده‌اند. برخى به یکى از زمان‌هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده‌اند و برخى دیگر تلاش کرده‌اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند.

زمان‌هاى ذکر شده

پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، صد و چهل و نهایتاً سیصد و نه سال، زمان‌هایى هستند که در احادیث، از آن‌ها به عنوان مدت حکومت یا زندگى امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته‌اند.

در برخى احادیث نیز مدتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى‌(عج) هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند.

احادیثى از شیعه و اهل سنت، مدت حکومت مهدى(عج) را هفت سال ذکر کرده‌اند. نمونه‌اش از طبرى است که از ابوسعید خدرى نقل مى‌کند که پیامبر(ص) فرمود: « قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى‌کند و زمین را پر از عدل مى‌کند، چنان که پر از ظلم شده است و این هفت سال طول مى کشد. »

ابن ماجه از ابوسعید خُدرى نقل مى‌کند که از پیامبر(ص) شنیده است که: « مهدى در امتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال. »

احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى‌آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى‌کند.

علامه سید محسن امین با سندش از ابوسعید خُدرى به نقل از پیامبر(ص) چنین مى‌آورد: « مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود... »

سلیمان بن عیسى _که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علامه است_ مى‌گوید: « روایت شده که مهدى(عج) چهارده سال حکومت مى‌کند. » ؛ اما معلوم نمى‌کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است.

برخى محدثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده‌اند. نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى(عج) نقل کرده که در همه آن‌ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است.

از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که: « مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند. »

حدیثى از امام على(ع) نقل شده که مدت حکومت امام مهدى(عج) را سى یا چهل سال بیان کرده است.

برخى احادیث نیز مدت حکومت امام مهدى(عج) را چهل سال ذکر کرده‌اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده، آمده است: « او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى‌کند. »

امام حسن مجتبى(ع) نیز از پدر بزرگوارش نقل مى‌کند که فرمود: « خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى‌انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى‌کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان‌روایى مى‌کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود. »

احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام(عج) تأکید دارند.

عبدالکریم خثعمى مى‌گوید: « به امام صادق(ع) گفتم: قائم(عج) چند سال حکومت مى کند؟ امام(ع) فرمود:« هفت سال، روز‌ها و شب‌ها طولانى مى‌شوند تا آنجا که هر سال از سال‌هاى او با ده سال از سال‌هاى شما برابرى مى‌کند و بدین‌گونه، مدت حکومت او با هفتاد سال از سال‌هاى شما برابر مى‌شود. »

بزرگ‌ترین عددى که در باره مدت حکومت مهدى(عج) ذکر شده است، ۳۰۹ سال است. طبرى از امام باقر(ع) روایت مى‌کند که فرمود: « قائم(عج) سیصد و نُه سال، به اندازه توقف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد. »

نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر(ع) روایت مى‌کند که فرمود: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى‌کند، افزون بر نه سال » جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى‌گردد؟ امام(ع) مى فرماید:« بعد از مرگ قائم(عج) » مى گوید: از امام پرسیدم: قائم(عج) چه قدر توقف دارد. امام(ع) مى فرماید: « از روز قیامش تا مرگش نوزده سال ». بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى(عج) پس از قیام، کوتاه (۱۹ سال) است؛ اما دوران بقاى نظامى که مهدى(عج) بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (۳۲۲ سال) است.

البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته‌اند؛ اما این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام(عج) را تعیین کنند؛ بلکه مى‌خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام(عج) به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن‌ها مى‌خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. در پاره‌اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است.

حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ اما وجهى دیگر از موضوع را پیش روی ما مى‌گشاید. در این حدیث، مدت خاصى براى حکومت امام زمان(عج) ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: « ابن عباس از پدرش نقل مى کند که پیامبر(ص) فرمود: اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى‌کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى‌گردد. سپس مهدى(عج) از فرزندانم خارج مى‌شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى‌کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى‌کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى‌ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجال، خارج مى‌شود . »

این حدیث را ابتدا اهل سنت نقل کرده‌اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر(ص) به آن استناد کرده‌اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى‌شود، زمان حکومت امام زمان(عج) است که در اینجا به گونه‌اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.


ادامه دارد...

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1398    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مردی از قم_2_

اما  روایاتی  که  پیرامون  امام خمینی (ره)  بیان  شده اند،  محدود  به  روایت  فوق نمی باشند. روایات شگفت انگیزی پیرامون حضرت امام خمینی (ره) در بین روایات اسلامی اعم از شیعه و سنی به چشم می خورد که در این روایات حتی به نام ایشان (روح الله) اشاره شده است. به اولین روایت که از کتاب شیعی بحارالانوار اقتباس شده است توجه فرمایید

« از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود:
ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله(ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و با دمپایی اش اشاره وار به حضرت علی بن ابی طالب(ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی(ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی. »(بحارالانوار ج65 ص139)

اما منظور از روح الله و منظور از این قوم چیست؟

با توجه در روایت مذکور و نیز وقایع تاریخی، به سهولت می توان دریافت  که  منظور  از روح الله حضرت امام خمینی (ره) و منظور از قوم مذکور، شیعیان ایران و سایر شیفتگان امام خمینی (ره) می باشند، چرا که نام حضرت امام خمینی (ره) روح الله بوده است.

برای آشنائی با این مسئله به تصویر زیر که از شناسنامه ی امام خمینی (ره) اقتباس شده است توجه فرمایید

 



اما ممکن است این سوال و شبهه در ذهن بعضی از خوانندگان محترم پدید آید که ممکن است منظور از روح الله، حضرت عیسی (ع) و یا روح خداوندی که خداوند متعال در همه ی بندگانش دمیده است باشد، نه امام خمینی.

در پاسخ باید گفت که سخنان مذکور صحیح نمی باشد؛ زیرا در دل روایت مذکور، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد  که  منظور  از  کلمه ی  روح الله،  حضرت عیسی (ع) یا روح خداوندی نیست.

درباره حضرت عیسی (ع) باید گفت که ایشان در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) به میان انسانها باز خواهند گشت و هنگامی که ایشان بازگردند نیز حضرت مهدی (عج) به عنوان بزرگترین راهنمای بشریت در دسترس خواهند بود. بنابراین چگونه می توان پذیرفت که در هنگام ظهور حضرت عیسی (ع) و ظهور حضرت مهدی (عج)، گروهی از شیعیان به جای تأسی به حضرت مهدی (عج) صرفاً به حضرت عیسی (ع) تأسی نمایند و در ضمن این شیعیان نسبت به بقیه ی شیعیان و سایر مسلمانان دارای مقامی ممتاز باشند؛ از سوی دیگر اگر قصد روایت مذکور از کلمه ی روح الله، حضرت عیسی (ع) بود، این مطلب می توانست به شکل واضح تری بیان شود و مستقیماً عبارت عیسی (ع) بیان شود.

در روایت ذکر شده قطعاً منظور از روح الله، روح خداوندی که حضرت حق در وجود همه ی بندگانش قرار داده نیز نمی باشد، چرا که این روح الهی مختص شیعیان نیست، بلکه در وجود همه ی انسانها اعم از کافر و مومن وجود دارد. بنابراین نمی توان آنرا مختص شیعیان (آنهم گروهی از شیعیان ) دانست، که صرفاً این گروه به کمک آن توانسته باشند به اتحادی قوی و ممتاز دست یافته باشند.

شواهد مهمی که در روایت مذکور وجود دارد و نشان می دهد که منظور از روح الله، امام خمینی (ره) است، این است که روایت مذکور بیان می دارد که قومی از شیعیان و یا مسلمانان به واسطه ی تمسک به روح الله به مقام ممتازی دسته  می یابند،  نه مسلمانان (قوماً منا علی منابر من نور). از این مسئله می توان  نتیجه  گرفت  که مسئله ی تمسک به روح الله در گروهی از شیعیان اتفاق می افتد و آنها را حتی در بین پیروان رسول الله (ص) ممتاز می نماید.

از سوی دیگر می دانیم که کلمه ی قوم به معنای مردم یک سرزمین می باشد، وگرنه روایت مذکور از کلمه امت استفاده می نمود. مطابق توضیحات ذکر شده در می یابیم که روایت ذکر شده قوم یا مردم سرزمینی از سرزمینهای شیعیان را معرفی می نماید که به روح الله تمسک می جویند و به واسطه ی او دلهایشان به یکدیگر نزدیک می گردد و از مرتبه ای بلند نزد خدای متعال بهره مند می گردند.

با توجه به توضیحات  ذکر  شده،  درمی یابیم  که  شیعیانی  که  به  حضرت  امام خمینی (ره) تمسک جستند و بدون توجه به روابط خویشاوندی و منافع مادی با یکدیگر متحد گشتند حکومت اسلامی را در ایران بر پا داشتند، قومی هستند که پیامبر آنها را تحسین می نمایند و چهره های آنان را نورانی معرفی می کنند.

این شیعیان و عاشقان روح الله در بین شیعیان و سایر مسلمانان مقامی ارجمند و بلند مرتبه دارند. به نحوی که پیامبر (ص) آنها را از بقیه ی پیروان خود متمایز می نمایند (قوما منا علی منابرمن نور) . ای کاش ما شیعیان ایران قدر این موهبت را بدانیم و به سهولت آن را از دست ندهیم.

لازم به ذکر است که روایات دیگری نیز در بین روایات اهل سنت وجود دارند که درهمه ی آنها به کلمه ی روح الله اشاره شده است. البته جزئیات روایت اهل سنت کمی با روایت شیعیان تفاوت دارد، اما مضمون اصلی یکی است. روایات اهل سنت را  که  درباره ی روح الله بیان شده اند در زیر ملاحظه می فرمایید:(11)

 



همانگونه که ملاحظه فرمودید حضرت امام خمینی (ره) یکی از زمینه سازان ظهور حضرت مهدی (عج) بودند که با قیام الهی خود حکومت جمهوری اسلامی ایران را بنیان نهادند و این حکومت را زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (عج) قرار دادند. گرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حکومت جمهوری اسلامی با فراز و نشیب هایی همراه بوده است و احیاناً مشکلات و کاستی هایی در برخی از جزییات آن به وجود آمده است، اما نهال نورس این انقلاب با گذشت زمان و با درایت امام خمینی (ره) و جانشین بر حق ایشان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب تبدیل به درختی تنومند گشته است.

ان شاء الله به یاری خدا و با تلاش تمامی شیعیان جهان و سایر مسلمانان آزاده، این انقلاب می رود تا زمینه های ظهور حضرت مهدی (عج) را بیش از پیش فراهم نماید و گام های موثری در این زمینه بردارد.

در پایان این مقاله باز هم خاطرنشان می شویم که ما از هیچ اشتباهی مبری نیستیم و ممکن است برخی از تحلیل های ارایه شد، نقایصی  داشته  باشند؛  بنابراین  اگر انطباق ها و تحلیل های ذکر شده صحیح نباشند، این کوتاهی از جانب ما می باشد نه روایات؛ هرچند ما تلاش کرده ایم تا از منابع و مآخذ معتبر برای تحلیل های خود استفاده نماییم و بدین ترتیب میزان اشتباهات را به حداقل برسانیم.

جا دارد که در  انتهای  مقاله،  تشکر ویژه ای  از  برادران لبنانی  نماییم  که  در  سایت  « ملتقی الجنوب المقاوم » و در مقاله ای با عنوان « فاتح عصر الممهدین » به معرفی امام خمینی (ره) پرداختند و به صورتی کاملاً مستند این امر را پیگیری کردند. بخشی از روایات مورد استفاده در مقاله ی ما، با راهنمایی مقاله ی مذکور تهیه و فراهم شده است.

در پایان از خداوند متعال خواستاریم تا به مسلمین ایمان، درایت و قلبی پولادین عطا نماید و چشم ایشان را به جمال منجی عالم بشریت (عج) روشن نماید.
به امید ظهور منجی موعود حضرت مهدی صاحب الزمان (عج).

 

منبع : کاری از: خادم الامام (عج)-وعده صادق
 با یاری: خادمة الزهراء (س)

نوشته شده در تاریخ شنبه پانزدهم خرداد 1395    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

مردی از قم

در بین روایات اسلامی، به روایاتی بر می خوریم که شرایط و وقایع عصر ظهور را توصیف کرده اند. یکی از این وقایع، قیام مردی از قم می باشد که در عصر ظهور، مردم را به حق دعوت می کند و با حمایت آنان و با استعانت از پروردگار متعال، نهضت عظیمی را برپا می دارد که هیچ دشمنی یارای نابودی آن را ندارد.

در این باره از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:

« مردی از قم (از اهالی قم؟)، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است. »

به گواهی تاریخ، این مرد شریف اهل قم، امام خمینی (ره) است و هیچ کسی جز ایشان سزاوار این توصیف نمی باشد؛  چرا که  ایشان  که  سالها  در  قم  به تحصیل و تدریس می پرداختند، بعد از ملاحظه ی خیانتهای بزرگ محمدرضا شاه ملعون، مردم را به حق و حقیقت دعوت کردند و آنان را به مقابله با ظلم یزید زمان فرا خواندند.

سرآغاز این قیام بزرگ، سال 1342 بود که در طی آن حضرت امام خمینی (ره) حملات شدیداللحنی را علیه محمدرضا شاه ایراد کردند  که  این  امر  به  دستگیری  امام خمینی (ره) در 15 خرداد ماه سال 1342 انجامید که این مسئله خود زمینه ساز قیام خونین 15 خرداد 1342 گشت.

مردم مسلمان ایران که از ظلم وستم شاهان رنج ها کشیده بودند، دعوت امام خمینی (ره) را به حق لبیک گفتند و اولین قیام اسلامی و مردمی را در تاریخ ایران برپا نمودند.

قیام 15 خرداد سال 1342 اگرچه به خاک وخون کشیده شد و در ظاهر به نتیجه نرسید، اما این قیام 15 سال بعد به ثمر نشست و حکومت جمهوری اسلامی ایران را برای جهانیان به ارمغان آورد؛ حکومتی که مطابق روایات، یکی از زمینه سازان مهم حضرت مهدی (عج) خواهد بود. (ان شاء الله)

نکته ی مهمی که در روایت مذکور به چشم می خورد، این است که یاران این مرد شریف، قلب هایشان محکم و استوار است و از حوادث سخت زمانه نمی هراسند و خسته نمی شوند؛ اعتماد این یاران بر خداست و سرانجام پیروز خواهند شد.

عجیب اینکه این توضیحات، کاملاً با ویژگی های یاران امام خمینی (ره) مطابقت دارد. چراکه آنان نیز همانند پاره های آهن استوار بودند و حتی از کشته شدن  و  شهادت نمی ترسیدند به همین دلیل با شجاعت تمام 15 سال در مقابل رژیم ستمشاهی ایستادگی کردند.

مطابق روایت ذکر شده، سرانجام قیام یاران مردی از قم، پیروزی در نهضت می باشد؛ شگفت اینکه یاران امام خمینی (ره) نیز تحت رهبری ایشان توانستند نهضت خود را به پیروزی رسانند و حکومت جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری نمایند.

سوال: امام خمینی (ره) در خمین متولد شدند. پس با این حال چگونه می توان روایت مردی از قم را به ایشان منسوب کرد؟

در پاسخ باید گفت اهالی یک شهر لزوماً در همان شهر متولد نمی شوند؛ بلکه ممکن است افرادی تولدشان و سالهای ابتدایی زندگیشان دریک شهر سپری شود، اما قسمت اعظم زندگی خود را در شهر دیگری بگذرانند.

برای مثال بسیاری از کسانی که اهل تهران هستند و همه آنها را به عنوان اهالی تهران می شناسند، لزوماً در تهران زاده نشده اند؛ چه بسا بسیاری از آنان در شیراز، مشهد، نطنز، بیرجند و ... به دنیا آمده باشند، اما در سالهای ابتدایی عمرشان به تهران مهاجرت کرده و  مدتها در آنجا ساکن باشند؛ بدیهی است که چنین افرادی نیز به عنوان اهالی تهران نامیده می شوند.

به همین دلیل است که شبکه ی تلویزیونی تهران، مخاطبان خود را به عنوان تهرانی ها یا اهالی تهران می شناسد، چرا که عمده ی این مخاطبان بخش اعظمی از عمر خود را در تهران ساکن بوده و بالطبع جزء اهالی آن محسوب می شوند؛ در حالی که اگر منظور از اهالی تهران فقط کسانی باشند که در تهران متولد شده اند، چنین  امری  اتفاق نمی افتاد.
 

سوال دیگری که ممکن است در ذهن خوانندگان عزیز شکل بگیرد این است که از کجا معلوم مردی از قم، همان امام خمینی (ره) باشد و شخص دیگری به جای ایشان منظور نبوده باشد؟

گر چه نمی توان پاسخ این سوال را به صورت قطعی و صد در صد داد، اما باید ذکر کرد که تا به حال در تاریخ دیده نشده است که شخص بزرگ و روحانی همچون امام خمینی (ره) دست به قیام از این شهر بزند و یارانی چنان با صلابت و مستحکم تربیت نماید که در مقابل حوادث سخت زمانه ایستادگی نمایند و سرانجام نیز به لطف پروردگار، قیامشان را به پیروزی رسانند. به راستی در تاریخ به چنین شخصی برنمی خوریم که توانسته باشد از شهر قم چنین قیامی را راه انداخته باشد؛ بعد از این نیز چنین انتظاری نمی رود. زیرا اکنون که حکومت جمهوری اسلامی ایران به عنوان حکومت زمینه ساز ظهور تشکیل شده است، دیگر زمینه ی چنین قیامی از شهر قم وجود ندارد. چرا که حکومت اسلامی ایران، حکومتی نیست که روحانیون و مراجع عظام با آن مخالف باشند.


ادامه دارد....

نوشته شده در تاریخ جمعه چهاردهم خرداد 1395    | توسط: مشکان    |    | نظرات()