تبلیغات
در انتظار خورشید

هالیوود و مهدویت-1-

در دهه 90 دو نظریه جدی پیرامون «مدینه فاضله » یا آرمان شهر مطرح شد: یکی «نظم نوین جهانی» که از سوی جورج بوش مطرح شد و دیگری «پایان تاریخ » فوکویاما . مجموعه فیلم هایی که در این دو دهه، به ویژه پس از طرح نظم نوین ساخته شده، اهداف غرب را به خوبی نشان می دهد . برای مثال، آمریکایی ها فیلمی به نام «روز استقلال» ساخته اند که جلوه های ویژه بسیاری دارد و به شدت بر روی آن تبلیغ شد . در این فیلم، یک گروه فضایی به کره زمین حمله می کنند و آمریکایی ها دفاع می کنند و در نهایت، در روز استقلال آمریکا دشمنان را دفع می کنند . پیام این گونه فیلم ها این است که آمریکا و نظام حاکم بر غرب تنها سیستمی است که جهان را از خطراتی که در آینده رخ می دهد، حفظ می کند . در فیلم پیشگویی های نوستر آداموس نیز آمریکاست که در مقابل مسلمانان می ایستد; یا مثلا بازی کامپیوتری خیلی مشهور «یا مهدی » که اسم اصلی اش «جهنم خلیج فارس » است، خلیج فارس را مرکز حرکت های تروریستی جهان جلوه می دهد . از بعد روان شناسی، این بازی، افراد را نسبت به امام زمان و لفظ «یا مهدی » شرطی می کند; این بازی پیام دیگری هم دارد که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را توجیه می کند . هالیوود در سال 2000 فیلم «ماتریکس» را ساخت که فروش و استقبال غیرمنتظره ای داشت . در این فیلم، هویت انسان آینده که به ماشین تبدیل شده است، زیر سؤال می رود، اما نجاتی که برای فرار از این بحران ذکر می شود، شهری است به نام صهیون . (Zion) در دهه 50 نیز میلیون ها دلار برای ساختن فیلمهایی مثل «بن هور» و «ده فرمان» هزینه شد تا اسرائیل را که در آن دوره شدیدا دچار بحران مشروعیت بود، نجات دهد .

بحث های آخرالزمان (فیوچریسم) که توسط کسانی چون تافلر، فوکویاما، هانتینگتون، برژینسگی و ... مطرح می شود، در سینمای غرب نیز بازتاب دارد . واقعیت این است که بحث آینده نگری در غرب خیلی جدی تر از فضای ماست . هرچند این موضوع در فرهنگ تشیع ناب در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مطرح است، ولی در ذهن عامه تنها در بعد مذهبی مطرح است . فیلم آمریکایی «روح » یا «شبح » که چند اسکار گرفت، می خواهد بگوید انسان معاصر، شیدای شکستن دیوار تاریخ است; می خواهد به آینده نفوذ کند و چون قدرت علمی دارد، می خواهد آینده را خودش بسازد . البته این آینده نگری در غرب ریشه در مسائل سیاسی هم دارد . مثلا در فیلم «نوسترآداموس » می خواهد بگوید چنین حوادثی محقق خواهد شد; اما ما می توانیم تغییرش بدهیم .

یکی دیگر از اسباب آینده نگری در بین اندیشمندان غربی، مساله مذهب است . شما به کارکرد افرادی مثل جری فالول و مؤسسه «کلوپ اخلاقی » نگاه کنید . در اکثر تمدن ها اعتقاد بر این بوده است که در پایان هر هزاره یک سری تحولاتی رخ می دهد . در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسی مسیح بودند و یهودی ها آمده بودند در دروازه شرقی بیت المقدس دوربین گذاشته بودند که حضرت مسیح اگر نزول اجلال کرد، فیلمش را بگیرند .

مجموع این قضایا یک پیوندی بین نظریه پردازان، سیاست بازان و تصویربرداران غرب ایجاد می کند . مثلا گاسپار وان برگر، وزیر دفاع سابق آمریکا، کتاب جنگ بعدی را می نویسد و بخشی از آن را به سال 1999 و 2000 و بخشی از آن را به ظهور محمد منتظری [!؟] در ایران اختصاص می دهد و چیزهایی را که نوستر آداموس گفته بود مجددا زنده می کند .

ادامه دارد...

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

تولد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر مبارک

نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

ورود به دوره‌ ظهور، پایان تبعیت از ولایت فقیه نیست

مهدویت موضوعی قطعی و یقینی است و نه تنها جایگاه جدی نزد شیعیان و اهل سنت دارد بلکه در ادیان الهی حتی آن دسته‏ای که با تحریف‏های گسترده‏ای در آن روبه‌رو هستیم، ریشه‏های مهدویت هنوز پابرجا است اما نکته‏ای که می‏خواهم بر روی آن تأکید کنم این مطلب است که اگر ما امروز درباره‌ی تلقی و تعبیر نادرست و انحرافی از مهدویت سخنی می‏گوییم این به آن معنا نیست که بتوان در اصل مهدویت خدشه‏ای وارد ساخت.

زمانی که سیر تاریخی مهدویت را دنبال می‏کنید متوجه خواهید شد امت معتقد بودند مهدی(عج) ظهور خواهد کرد. اتفاقاً همین اعتقاد قطعی باعث شده است عده‏ای در طول تاریخ تلاش کنند از ماهیت اصیل مهدویت سوءِ استفاده کنند. ماجرا نیز صرفاً به دوره‌ی پس از غیبت امام زمان(عج) برنمی‏گردد، ما پیش از ولایت حضرت مهدی(عج) با جریان‏هایی روبه‌رو هستیم که با ادعای مهدویت، قیام می‏کنند که از آن جمله می‏توان به قیام «حسنی‏ها» در دوره‌ی امام جعفر صادق(ع)، قیام «محمد نفس زکیه» و پدرش «عبداله محض» اشاره کرد که مدعی بودند مهدی هستند.

البته مشخص بود که امام معصوم(ع) از پیوستن شیعیان به قیام این‌ها جلوگیری می‏کند اما به خاطر ظرفیت‏هایی که در مهدویت وجود داشت و اعتقادی که امت پیامبر از شیعه و سنی به این بحث داشتند این امکان فراهم شده است که در طول تاریخ جریان‏هایی انحرافی از میان شیعیان و اهل سنت به پا خیزند.

از جمله این جریانهای انحرافی می‏توان از قیام فردی به نام «مهدی» که از اهل تسنن بود نام برد که صد و چند سال پیش در «سودان» اتفاق افتاد. به هر حال حول و حوش و اطراف مهدویت و ظهور کسانی بوده‏اند که با انگیزه‏های شخصی خواسته‏اند از باور مردم نسبت به این حقیقت سوءِ استفاده کنند.

امروز گاهی از سوی برخی جریان‏ها این گونه القاء می‏شود که جامعه و کشور به شکل مستقیم از سوی امام زمان(عج) اداره می‏شود، جدای از ایرادات فراوانی که به این نظر می‏توان وارد دانست از جمله معضلاتی است که در این صورت به پای حضرت نوشته می‏شود، این تلقی حاصل یک فهم غلط از ولایت فقیه و مصداق انحرافی آشکار در مسأله‌ی مهدویت است.

متأسفانه بعضی ادعا می‏کنند که  مسأله‏ی ولایت فقیه متعلق به دوره‌ی غیبت است، در حالی که به هیچ عنوان این گونه نیست. ولایت فقیه جانشینی امام معصوم(ع) است به نصب عام. این نصب می‏تواند در زمان امام معصوم(ع) صورت گرفته باشد یا بعد از امام باشد. اصلاً یکی از مهم‌ترین ادله‌ی ولایت فقیه، مقوله‌ی «معمربن‏حنظله» است. این راوی حدیث، خدمت امام صادق(ع) می‏رسند و عرض می‌نمایند: «آقا! دو نفر از شیعیان سر مسأله‏ای که به حکومت مربوط است و به قضاوت – کاری که به سلطان مربوط است یا به قاضی- اختلاف دارند. اجازه هست این دو به حاکمانی که از جانب شما نیستند مراجعه کنند؟» امام فرمودند: «خیر! راوی می‏پرسد پس چه کنند؟» امام برای آن دو ولی فقیه تعیین می‏کند و می‏فرماید: «من این فرد را حاکم قرار داده‏ام.» ملاحظه می‏کنید که امام صادق(ع) در عصر خود به نصب عام، ولی فقیه تعیین می‏کند، این طور نیست که ولایت فقیه صرفاً در دوره‌ی غیبت، واجد معنا باشد.

اصلاً گریزی هم جز این نبوده است؛ به هر حال آن زمان سرزمین اسلام سرزمین بزرگی بوده و طبیعی است که امام معصوم(ع) افرادی را برای ارایه‌ی امور عقیدتی و حکومتی، می‏گمارده است. امام معصوم(ع) همه جا شخصاً نمی‏تواند حکومت کند. فرض کنید دوره‌ی حکومت امام علی(ع)، حضرت در کوفه مستقر بودند و افرادی را از طرف خود به جاهای مختلف می‏فرستادند، برخی از این افراد ولایت داشتند و برخی صرفاً کارگزار بودند. برخی از این مأموران حاکم کل نبودند، مأموریتی را انجام می‏دادند و برمی‏گشتند اما برخی مثل «مالک‏اشتر» ولی بودند. از جانب امام(ع) به این قبیل افراد امور مربوط به قضاوت، لشکری و کشوری تفویض شده بود.

یکی از ادله‏های ولایت فقیه، خطبه‌ی 31 نهج‏البلاغه است که امیرالمؤمنین(ع) در آن خطبه می‏فرمایند: «کسی را که می‏خواهیم حاکم کنیم، شش شرط دارد، بعد در ادامه شروط را می‏شمارند که عالم باشد، ترسو نباشد، ظالم نباشد، رشوه‏گیر نباشد و قس‏علی‏هذا پس اگر امروز کسی ادعا کند که ما وارد دوره‌ی ظهور امام معصوم(ع) شده‏ایم، باید گفت به فرض که این رخداد اتفاق افتاده باشد اما نمی‏توان از این عبارت که «ما وارد دوره‌ی ظهور شده‏ایم» نتیجه گرفت که «تبعیت از ولایت فقیه دیگر واجب نیست.»

- در دوره‌ی غیبت امکان رابطه با امام عصر(عج) وجود دارد. برخی از این امکان به عنوان ظهور جزیی یاد می‏کنند، ظهور جزیی یعنی این که امام معصوم(ع) در پرده‌ی غیبت قرار دارند اما ممکن است یک وقت فردی، عالمی خدمت امام برسد. علمای شیعه و بزرگانی هم در این‏باره تألیفاتی داشته‏اند اما نکته این‌جاست که این رابطه یا دیدار نباید وسیله‏ای برای دکان و بازار درست کردن باشد، به هیچ وجه بزرگانی که در دوره‌ی خودشان ارتباطی با امام داشته‏اند آن را فاش نکرده و اظهار می‌داشتند که از طریق یک واسطه این مطالب را شنیده‏اند، این بزرگان می‏دانستند که اگر این رابطه‏ها علنی شود ماجرای تکالیف و احکام به هم می‏خورد.

طبیعی است بهترین فرصت برای کذاب‏ها فراهم می‏شود. دقیقا همین است. اصلاً وقتی می‏گوییم تکالیف و احکام به هم می‏خورد به همین معنا است، یعنی وقتی به کسی که ادعا می‏کند با امام زمان(عج) ارتباط دارد می‏گویید چرا فلان مسأله و موضوع را رعایت نمی‏کنید، چرا به مال مردم دست درازی می‏کنید، چرا فلان واجب شرعی را زیر پا می‌گذارید، می‏گوید من با امام مرتبط هستم. به خاطر همین است که باب این ادعاها را بسته‏اند، به تعبیر آن بیت معروف «هر که را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهانش دوختند» ادعای رابطه با امام زمان(عج) انحرافی خطرناک است، مگر نه این است که بابیت و بهاییت از همین جا آغاز شد، یک سری افراد آمدند و گفتند ما باب و راه رابطه با امام زمان(عج) هستیم.

ظرفیت‏های انگیزشی و محرکی که در مهدویت وجود دارد باعث شده است فرصت طلب‏ها و منحرفان مانند پشتیبانی‏های پشت پرده‌ی انگلستان از بابی‌گری و جریان‏های تحریف مهدویّت همواره به چشم طمع و طعمه به این موضوع نگاه کنند . درعلوم سیاسی به این توطئه‏ها، توطئه‏های خوب می‏گوییم، یعنی توطئه‏ای که نتوانی ثابت کنی اما به هر حال این مسأله وجود دارد که قدرتمندان در طول تاریخ تلاش کرده‏اند از اعتقادات مردم در جهت غارت منابع معنوی، ثروت و سرمایه‌ی مادی آن‌ها سو استفاده کنند، بنابراین احتمال این توطئه‏ها به هیچ وجه بعید نیست. شما وقتی به سرچشمه‏های بابی‏گری و بهایی‏گری نزدیک می‏شوید، مشاهده می‌کنید اول نیامدند بگویند ما مذهب و دین جدیدی آورده‏ایم. گفتند رهبر ما با امام زمان(عج) رابطه دارد و امام معصوم(ع) دستور داده که برخی از احکام از جمله حکم «حجاب»، برداشته شود. آن‌ها در واقع با طراحی مسایلی خاص می‏خواستند افرادی که ضعیف‏النفس هستند را دور خودشان جمع کنند، هم‌چنان که این اتفاق افتاد و یک سری افراد را در دشت قزوین جمع کردند و بعد هم نماینده‌ی باب آمد و گفت در آستانه‌ی ظهور امام زمان(عج) حکم حجاب، برداشته شده است .

 

دکتر «سید مجتبی عزیزی»، دانش‏آموخته‌ی معارف اسلامی، علوم سیاسی و عضو هیأت علمی دانشکده‌ی الهیات، معارف اسلامی و ارشاد دانشگاه امام صادق(ع)

 

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

ماهیت شناسی توقیعات حضرت مهدی (عج) 3

نکات توقیعات شریف حضرت مهدی(عج)

سخنان و فرمایش های حضرت مهدی (عج) در توقیعات، ابعاد و ویژگی های مختلفی دارد که بدان ها اشاره می کنیم:

یاری فقهای شیعه در فتاوا

نقل شده است که در زمان شیخ مفید- که از علمای برجسته شیعه و مورد قبول خاص و عام به شمار می رفت- روزی شخصی به حضوراین عالم ربانی می رسد و می پرسد: «زنی حامله از دنیا رفته است، ولی بچه در شکمش زنده است. او را با بچه دفن کنیم یا شکمش را بشکافیم و بچه را بیرون آوریم؟» شیخ در جواب گفت: «او را با بچه دفن کنید». آن شخص برگشت و دربین راه، سواری را مشاهده می کند وبه او چنین می گوید: «شیخ فرمود: شکم زن را پاره کنید و بچه را بیرون آورید». آن شخص چنین کرد. پس از مدتی جریان را برای شیخ مفید نقل می کند. شیخ می گوید: «من کسی را نفرستادم و معلوم می شود آن شخص، حضرت ولی عصر (ع) بوده است. اکنون که من اشتباه کردم، دیگر فتوا نمی دهم و در خانه را می بندم».

پس از مدتی توقیعی به محضر شیخ صادر می شود که حضرت بروی چنین نوشته بود: «ای شیخ! برای مردم فتوا بده و ما آن را تکمیل خواهیم کرد و نمی گذاریم که خطا و اشتباه کنی».

سفارش به تقوا و محبت اهل بیت (ع)

حضرت، توقیعی برای ابن ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعه صادر کرد و در قسمتی از آن چنین فرمود:

«... ولی آنچه را خداوند خواسته است، واقع خواهد شد و برای هر مدتی نوشته ای است. پس شما هم از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید. همه گونه خیر و خوبی از ما به مردم می رسد. آنچه بر شما پوشیده است، برای اطلاع ازآن اصرار نورزید. به چپ و راست میل نکنید. مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است، به طرف ما قرار دهید. من آنچه را لازمه نصیحت به شما بود، گفتم و خداوند بر من و شما گواه است. اگر محبت به شما نداشتم و صلاح شما را نمی دیدم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگو با شما را ترک می کردم... »

تأیید و تعریف خواص شیعه

آن حضرت در توقیعی به جناب شیخ مفید، او را چنین معرفی می کند:

« به برادر استوار و ولی رشید، شیخ مفید... سلام خدا بر تو ای ولی خالص در راه ما و دارای یقین به ما...، سلام بر تو ای یار حق و دعوت کننده به حق با سخنان راستین... ».

همچنین معروف است که وقتی شیخ مفید از دنیا می رود، آن حضرت این سه بیت شعر را در تمجید شیخ مفید روی قبر وی می نویسد:

خبردهنده مرگ؛ خبر فقدان تو را نیاورد؛ زیرا امروز برآل محمد(ص) روز مصیبت بزرگی است، اگر تو درمیان خاک قبرپنهان شدی، علم و توحید درتو اقامت گزید. قائم مهدی (ع) خوشحال می شود هر وقت درس ها و علوم تو را برایش می خوانند و کتاب های تو را مورد بحث قرار می دهند».

آموزش دعا و نحوه ی توسل

نقل شده است که عبدالله بن جعفر حمیری از نحوه ی دعا وتوجه وتوسل به حضرت سؤال کرد. حضرت به وسیله توقیعی فرمود:

«هرگاه خواستید به واسطه ی ما به خدا و به ما توسل پیدا کنید، بگویید چنانکه خدای متعال و بزرگ فرمود: «سلام علی آل یاسین، السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته، السلام علیک یا باب الله و دیان دینه... »

توضیح این است که این دعا به «زیارت آل یاسین» معروف است و محدث قمی در مفاتیح الجنان آن را هنگام ذکر زیارت حضرت ولی عصر(عج) آورده است.

پاسخ به شبهات و احکام فقهی

محمدبن یعقوب کلینی به نقل از اسحاق بن یعقوب می گوید: «من از محمد بن عثمان بن سعید عمری خواهش کردم که نامه ی مرا که مسائل مشکل خود را درآن نوشته بودم، به حضرت صاحب الامر (عج) تقدیم کند. توقیعی در جواب صادر شد که گوشه هایی از آن چنین است:

«... بدان که در بین خدا و مردم قرابت و خویشاوندی در کار نیست و کسی که منکر من شود، از من نیست و جریان او نظیر جریان پسر نوح خواهد بود.

اما جریان عموی من جعفر(کذب)و پسران او نظیر برادران یوسف خواهد بود. اما فقاع (آب جو) آشامیدن آن حرام است و شربت شلغم پخته باکی ندارد. اما اموال شما را قبول نمی کنیم، مگربه جهت اینکه شما پاکیزه شوید. پس هرکه می خواهد، به ما بپیوندد و هرکه می خواهد، خود را از ما جدا کند، زیرا آن نعمتی که خدا به ما داده است، بهتر است از آنچه به شما داده است... اما در مورد حوادثی که رخ می دهد، به راویان اخبار و احادیث ما (علما) رجوع کنید؛ زیرا آنان از طرف من بر شما حجت هستند و من از طرف خدا برآنان حجت هستم... پول زن هنرپیشه و آوازخوان که از این طریق به دست آمده، حرام است...؛ اما کسانی که اهل تصرف در اموال ما هستند، پس اگر چیزی از آن را حلال بدانند و بخورند، به درستی که آتش می خورند ».

رد و انکار مخالفان و بدعت گزاران

حضرت در توقیعی به لعن و انکار محمد بن علی شلمغانی، معروف به «ابن ابی العزاقر» پرداخت. شلمغانی ابتدا بر مذهب شیعه بود، ولی بعد منحرف گردید و مذهبی جعلی اختراع کرد. آن حضرت درباره ی او چنین فرمود:

«... بشناسان و بفهمان(ای ابوالقاسم حسین بن روح) به کسانی که به دینداری آنان وثوق داری، این امر را که محمد بن علی شلمغانی- که خدا در عذاب او تعجیل کند و او را مهلت ندهد-ازاسلام برگشت و از آن جدا گردید و دردین خدا طریقه ی ملحدی را در پیش گرفت و ادعای پاره ای چیزها را کرد که باعث کفر وی شد. به خدا دروغ و بهتان گفت و به معصیت بزرگی گرفتار شد. کسانی که از حق برگشتند و به خدا دروغ بستند، گمراه شدند و زیان کارند و ما از او به سوی خدا و رسول او بیزاریم و براو لعنت کردیم و لعنت های خدا از پی یکدیگر در باطن و ظاهر و در هر وقت و هر حال، براو و کسانی که تابع او شوند... ».

در خواست دعا برای ظهور و فرج

حضرت در توقیعی به اسحاق بن یعقوب فرمود: «... من برای مردم زمین، امان هستم؛ همان طور که ستارگان آسمان برای اهل آسمان، امان هستند. از سؤالاتی که برای شما نفعی ندارد، خودداری کنید؛ ولی برای تعجیل در ظهور و فرجم بسیار دعا کنید؛ زیرا که در ظهور من برای شما گشایش و راحتی خواهد بود. و سلام بر تو ای اسحاق بن یعقوب و بر کسی که پیرو هدایت باشد... ».

نوشته شده در تاریخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

ماهیت شناسی توقیعات حضرت مهدی (عج) 2

نکات توقیعات شریف حضرت مهدی(عج)

سخنان و فرمایش های حضرت مهدی (عج) در توقیعات، ابعاد و ویژگی های مختلفی دارد که بدان ها اشاره می کنیم:

خبرازغیبت کبرا و علائم ظهور

آن حضرت در توقیعی به علی بن محمد سمری چنین فرمود:

«همانا که غیبت کبرا شروع شده است و خبری از ظهور نیست، مگر پس ازاذن خداوند متعال و بعد از گذشتن سالهای طولانی و قساوت قلوب مردم و پرشدن زمین از ظلم و ستم و... ».

اطلاع کامل ازاحوال شیعیان

آن حضرت در توقیعی به شیخ مفید چنین فرمود:

«... ما ازماجرای زندگی شما کاملاً مطلع هستیم و ازاخبار و آزاری که از طرف دشمنان به شما می رسد، باخبر هستیم، چنان که با گذشتگان صالح چنین می شد، ولی ما، شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم، وگرنه سخت در فشار قرار می گرفتید و یا دشمن شما را نابود می کرد. تقوا و پرهیزکاری را پیشه خود سازید... »

انکار مدعیان ارتباط با حضرت

آن حضرت در نامه ای به علی بن محمد سمری، خبر از کسانی می دهد که مدعی دیدار و نیابت حضرت هستند و چنین می فرماید:

« و به زودی کسانی از شیعیان من ادعای مشاهده مرا می کنند آگاه باشید که هرکس قبل از خروج سفیانی و صیحه ی آسمانی ادعای رؤیت مرا کند، او دروغ گو و افترا زننده است و هیچ حول و قوتی جزبه خداوند بزرگ و اعلی وجود ندارد».

رفع شک و تردید در مورد ائمه (ع)

حضرت در جواب گروهی از شیعه که گمان می کردند امام حسن عسکری (ع)جانشینی ندارد، توقیعی صادر کرد و چنین فرمود:

«... خبر تردیدی که گروهی از شما درامر دین کرده اید و شک و تحیری که درباره ی صاحبان امر خود به دل راه داده اید، به من رسید. ما از این موضوع به خاطر شما نه خودمان اندوهگین شدیم؛ زیرا حق با ماست. ما حاجتی به دیگران نداریم و جز به پروردگار به هیچ کس نیازی نداریم، بنابراین کسی که ازاطاعت ما سرباز زند، ما را به وحشت نمی اندازد. ما مرهون نعمت خداییم و مردم به طفیل وجود ما بهره مند گشته اند. ای مردم !چرا دچار تردید شده اید و در حال تحیر مطلب را برخود مشتبه می سازید؟ آیا نشنیده اید که پروردگار فرمود: (یا ایهاالذین امنوا اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم)( نساء/59)وآیا نمی دانید دراخبار رسیده است که حوادثی برای ائمه گذشته و آینده شما روی می دهد؟ و آیا نمی دانید پروردگار برای شما دژهای استوار و محکم قرار داده است که به سوی آنها پناه برید و سنگرها و پناهگاه هایی از زمان حضرت آدم (ع) تا زمان امام حسن عسکری(ع)برای شما قرار داده که به آنها پناه برید و علائمی مقرر داشته تا به وسیله آنها هدایت شوید؛ به طوری که اگریکی ازآنها پنهان شود، پیشوای دیگر ظاهر می شود و هر وقت ستاره ای غروب کند، ستاره ی دیگری می درخشد. وقتی امام حسن عسکری (ع)رحلت کرد و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، گمان کردید که پروردگار دین خود را باطل و رشته ی واسطه میان خود و بندگانش را قطع کرد. چنین نبوده وتا روز قیامت نیز چنین نخواهد شد تا آنکه امر خدا آشکار شود؛ درحالی که مردم از او کراهت خواهند داشت. امام گذشته (امام عسکری(ع))با سعادت رحلت کرد و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت. ولی وصیت و علم و فرزند و جانشین او درمیان ماست و جز ظالمان گنهکار، کسی درباره وی با ما نزاع ندارد و جز کافر منکر، کسی ادعای این منصب بزرگ را نمی کند. اگر ملاحظه ی مغلوب شدن امر خدا و آشکار شدن سر الهی نبود، چنان امر ما برای شما ظاهر می شد که عقل های شما حیران می گشت و شک و تردیدتان برطرف می شد... »

دعا در حق شیعیان

حضرت در توقیعی بعداز درگذشت عثمان بن سعید -نایب اول آن حضرت- چنین فرمود:

«خداوند پسر او را حفظ کند. او در زمان پدرش مورد اعتماد ما بود، خداوند ازاو و پدرش خشنود باشد و روح پدرش را شاد کند. پسرش در نزد ما مانند اوست و در جای وی نشسته است. آنچه از ما بگوید، گفته ی ماست و به فرمان ما عمل می کند».

و یا ازابوعمر عمری نقل شده است که آن حضرت در توقیعی خطاب به شیعیان چنین فرمود:

«بسم الله الرحمن الرحیم. پروردگار، شما را از فتنه ها نگاه دارد و به ما و شما روح یقین عطا فرماید و ما و شما را از سوء عاقبت بازدارد... »

آن حضرت در توقیعی خطاب به احمد بن اسحاق اشعری درحق او چنین دعا فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم. ای اسحق! نامه ی تو به من رسید. خداوند تو را باقی نگاه دارد... »

ویا در توقیعی خطاب به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح چنین فرمود:

«خداوند عالم عمر تورا طولانی کند وهمه ی خیر را به تو بشناساند و عمل تو را با خیر و خوبی تمام کند و نیک بختی تو را دائمی کند... ».

 

ادامه دارد

نوشته شده در تاریخ جمعه هشتم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه(س) تسلیت باد

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

ماهیت شناسی توقیعات حضرت مهدی (ع) 1

توقیع چیست؟

توقیع، درکتب علمای شیعی به نامه ها و فرمانهایی گفته می شود که در زمان غیبت از طرف امام مهدی (عج)به شیعیان خود می رسیده است. درکتاب های معروف شیعه وامامیه حدود هشتاد توقیع از ناحیه ی مقدس امام زمان (عج) نقل شده است که برخی از آنها خطاب به سفرا و نواب خاص است، برخی خطاب به علما و فقهای شیعه، برخی دیگر در پاسخ به سؤالات است و در برخی به تکذیب و لعن و نفرین کسانی پرداخته شده که به دروغ، ادعای بابیت و سفارت ازطرف آن حضرت داشته اند.

انواع توقیعات

توقیعات امام مهدی(عج) را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف) توقیعات غیبت صغرا

در دوران محدود غیبت صغرا که تقریباً 74 سال می شود، توقیعاتی به واسطه چهار نایب حضرت(عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح وعلی بن محمد سمری) در جواب سؤالات و شبهات صادر می شد. مضمون اصلی چنین توقیعات، تعیین تکالیف برای شیعیان بود و حضرت سعی می کرد که آنها را از سردرگمی نجات دهد.

ب)توقیعات غیبت کبرا

درزمان غیبت طولانی حضرت مهدی (عج)، بدون شک ارتباط شیعیان با آن حضرت به طور غیرمستقیم برقرار است و یکی از راه های این ارتباط، صدور توقیعات شریف از آن حضرت به خواص و بزرگان شیعه است.

در توقیعات زمان غیبت کبرا، دو نکته مهم وجود دارد:

اولاً، چنین توقیعاتی مگردر مواقع ضرورت قابل افشا نبوده و هرکسی نمی توانست به مضمون چنین توقیعاتی دست یابد.

ثانیاً، پاسخ به شبهات، جرح و تعدیل شخصیت ها، تحلیل مسائل روز و... از محورهای اساسی چنین توقیعاتی است.

دست خط امام (ع) و توقیعات شریفه

یکی از سؤالاتی که همواره در مورد این توقیعات مطرح بوده، این است که آیا این توقیعات به خط مبارک خود امام (ع)است؟

پاسخ این است که نه می توان همه ی توقیعات را به خط حضرت دانست و نه می توان انکار کرد که بعضی ازآنها به خط خود امام (عج)بوده است. بعضی معتقدند که کاتب آن توقیعات، خود حضرت بوده است وحتی خط مبارکش بین خواص اصحاب و علمای وقت معروف بود و آن را به خوبی می شناختند و برای این ادعا شواهدی نیز وجود دارد که ذکر می کنیم:

1-اسحاق بن یعقوب می گوید: «مشکلاتی داشتم ونامه ای نوشتم و آن را به وسیله محمد بن عثمان برای حضرت مهدی (عج)فرستادم و جواب آن، با دست خط مبارک خود حضرت بود».

2-ازجناب شیخ صدوق(رحمه الله علیه) چنین نقل کرده اند: «توقیعی که به خط امام زمان (عج) برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است».

3-شیخ ابوعمر عامری می گوید: «ابن ابی غانم قزوینی باجماعتی از شیعیان در موضوعی اختلاف و مشاجره کردند و برای رفع نزاع، نامه ای به ناحیه مقدسه نوشتند و جریان را به عرض حضرت رسانیدند. پس جواب نامه به دست خط مبارک امام صادر شد».

در مقابل، بنابر قرائنی دیگر، توقیعات به خط امام (عج) نبوده است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

1-ابونصر هبه الله می گوید: «توقیعات صاحب الامر به همان خطی که در زمان امام حسن عسکری(عج) صادر می شد، به وسیله عثمان بن سعید و محمد بن عثمان برای شیعیان صادر می گشت».

2-از عبدالله بن جعفرحمیری نقل شده است: «وقتی عثمان بن سعید وفات کرد، توقیعات صاحب الامر با همان خطی که قبلاً با ما مکاتبه می شد، صادر می شد. »

با این توضیحات می توان نتیجه گرفت که ممکن است برخی ازتوقیعات با خط مبارک خود امام صادرشده باشد و برخی دیگر با املای امام، اما به کتابت شخص دیگری صادر شده باشد و این هیچ بعدی ندارد و هیچ خللی بر صدور اصل توقیعات از سوی حضرت بقیه الله (عج) وارد نمی سازد.

 

ادامه دارد

نوشته شده در تاریخ جمعه یکم اردیبهشت 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

نشانه های ظهور حضرت مهدی(ع)

«آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. پس از آنان روی بگردان تا روزی که ندا کننده ای خلق را به عالمی حیرت آور و هول انگیز دعوت کند».

در حدیثی آن ساعت را خروج حضرت مهدی(عج) دانسته که مردم را به آئینی فرا می خواند که آن را منکر و ناشناخته می دانند و باور نمی کنند که آئین اسلام باشد.

امام صادق(ع) برخی از ویژگیهای آئین اسلام در آن زمان را این گونه برمی شمارد:

وقتی حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار می شود و چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد [چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روی کره زمین مسجدی که دارای اشراف و بالکن باشد، باقی نخواهد ماند جز این ویران می سازد و آنها را بدون صاف و مستوی[بدون بالکن و اشراف] می سازد، راههای بزرگ را توسعه می بخشد و همه چیزهایی که از دیوارها به کوچه و خیابان موجود است، از قبیل بالکن، ناودان و... دستور می فرماید برچیده شوند، همه بدعت ها را از بین می برد و همه سنت ها را تجدید می فرماید شهرها و کشورهای قسطنطنیه، چین و کوهستانهای دیلم را می گشاید و هفت سال این گونه حکم می راند که هر سالی برابر ده سال از سالهای معمولی است. سپس آنچه خدا خواهد انجام می دهد.

راوی خبر می پرسد: فدایت گردم چگونه سالها طولانی می شود [و یک سال به اندازه ده سال خواهد گشت] فرمود: خداوند متعال فرمان می دهد فلک درنگ و حرکت را کند گرداند از این رو روزها و سالها طولانی خواهند گشت.

ابو بصیر که راوی خبر است، باز می پرسد: آنان می گویند فلک اگر تغییر کند [و از حرکت معمولی باز ایستد یا کند شود]، از بین خواهد رفت؟ فرمود: این سخن زندیقان است، اما مسلمانان چنین راهی را نخواهند پیمود و حال آن که خداوند متعال ماه را برای پیامبر(ص) شکافت و قبل از آن خورشید را برای یوشع بن نون برگرداند، از همه بالاتر، خبر داد به طولانی بودن روز قیامت روزی که برابر هزار سال از سالهای معمولی مردمان است.

تایید سخن از دیدگاه دانش روز

 1 - طولانی شدن روز و سال در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) از دیدگاه دانش روز با مشکل روبه رو نخواهد بود، بلکه دانش جدید آن را تایید می کند.

ما در این راستا با توجه به این که نیروی جاذبه (گرانش عام) در همه اجرام آسمانی و اجسام عنصری و زمینی کارگر و مؤثر است، به نیروی جاذبه ماه و تاثیر آن بر آب دریاها، خاک و خشکی ها و ایست دادن به کره زمین اشاره خواهیم داشت.

از دیر باز مردم روزگاران می دانستند میان طلوع و غروب ماه و برآمدن و فرونشینی آب دریاها بایستی رابطه ای وجود داشته باشد، اما چگونگی آن را نمی دانستند تا این که:

«اسحاق نیوتون » برای نخستین بار بر این معما دست یافت . جزر و مد اساسا زاییده نیروی جاذبه کره ماه است، بدیهی است دریاها در مقایسه با خشکی های زمین از قابلیت انعطاف و نرمی بیشتری برخوردار بوده و بالطبع در برابر نیروی کشش ماه کمتر ایستادگی می کنند، به همین مناسبت توده های آب در زیر پای ماه انباشته می گردند و پدیده ای را به نام «برکشند» ایجاد می کنند. همزمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگری در آن سوی کره زمین ایجاد می گردد بدین سان که آبهای آن سوی کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متاثر گردیده و به اصطلاح عقب می مانند و آب توده عظیمی را ایجاد می کنند، لذا روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و دو بار هم دستخوش «فروکشند» می گردد.  بنابراین، به طور متوسط زمان بین دو جزر و مد متوالی 12 ساعت و 5/25 دقیقه است، درست نصف زمانی که طول می کشد، تا ماه ظاهرا یک دور کامل دور زمین بپیماید یعنی 24 ساعت و 51 دقیقه.  جزر و مد همراه با حرکت ظاهری ماه از افق شرقی ناظر، به سمت افق غربی او پیش می روند.  اثر جاذبه خورشید در جزر و مد نسبت به ماه از درجه دوم اهمیت برخوردار است، زیرا فاصله آن بیشتر است، از این رو نسبت نیروی مولد جزر و مد خورشید تنها حدود 7% نیروی ماه است.

وقتی که نیروهای مولد ماه و خورشید هماهنگ عمل می کنند، مثلا هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در حداکثر خود هستند و به نام جزر و مد 2 بهاری یا «مهکشند» نامیده می شود، حد دیگر وقتی است که خورشید و ماه باهم زاویه 900 درجه (تربیع) می سازند در این هنگام جزر و مد را به حد اقل و به جزر و مدهای خفیف یا «کهشکند» مبدل می سازند.  نزدیکی ماه نیز تاثیری در ارتفاع جزر و مد دارد، هنگامی که ماه در حضیض زمینی قرار دارد نیروی مولد جزر و مد آن به اندازه 20% بیش از حد عادی است.  جاذبه ماه سبب می شود علاوه بر آماسیدن آبهای کره زمین خشکی ها نیز دستخوش تورم گردند که در مقایسه با آماس آبها نامحسوس است.  نیروی حاصل از جاذبه ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آبها به وجود می آید، سبب می شوند چرخش محوری زمین به آرامی ایست کند و بدین سان بر طول شبانه روز زمینی می افزایند.  بررسی خطوط رشد و نمو سنگواره های مرجانی بیانگر آن است که در 350 میلیون سال پیش طول شبانه روز حدود سه ساعت کوتاهتر از شبانه روز کنونی بوده و طول سال خورشیدی به چیزی حدود 400 روز بالغ می گردیده است.  بررسی هایی که از روی سوابق بجا مانده از کسوف و خسوف های گذشته به عمل آمده، نشان می دهد که روند افزایش طول روزهای زمینی 0016% ثانیه در هر قرن است.

2-کسی که این نیروی بنیادین و زیربنایی را به نام جاذبه در سرتاسر این نظام اعم از جسمانی، جرمانی و کیهانی به ودیعه نهاده است و شاید این آیه به آن اشاره داشته باشد:

«خدا است آن ذات پاکی که آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما آن را ملاحظه می کنید آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هرکدام در وقت خاص و مدار معین به گردش آیند». (رعد: 2)

چنین خدایی قدرت دارد حرکت وضعی و انتقالی کره زمین را کاهش دهد یک دور گردش وضعی زمین را ده برابر کرده به 240 ساعت برساند و یک دور گردش سالیانه زمین در مدار خود را ده برابر کرده یعنی کره زمین که در هر ثانیه سی (30) کیلومتر حرکت می کند، به 3 کیلومتر کاهش دهد از این رو امام صادق(ع) برای رفع تعجب از ابوبصیر می فرماید:

آنگونه که ماه برای رسول خدا شکافته شد و پیش از آن خورشید بر یوشع بن نون باز گشت . چنان که امروزه منجمان ناهیدشناس معتقدند حرکت وضعی ناهید از شرق به غرب یعنی برخلاف حرکت وضعی زمین است، از این رو در زهره خورشید از مغرب طلوع و به مشرق غروب می کند، پس خداوند قادر است که چنین حرکتی را ظرف چند ساعت برای کره زمین در زمان یوشع بن نون پدید آورد. و از همه مهمتر روز قیامت است که قرآن در باره مقدار آن می فرماید:

«همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست ». (حج:47)

و می فرماید:

«او امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر می کند سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است، باز به سوی خود بالا می برد». (سجده: 5).

3-ایستادن آفتاب

نوشته سید اسماعیل عقیلی را می توان تایید دیگری دانست بر فرمایش امام صادق(ع) یعنی بربازگشت خورشید، که ما به تعبیر دیگر بازگشت حرکت وضعی زمین دانستیم، وی در باب علائم ظهور نوشته است: از آن علایم ایستادن آفتاب است در وسط آسمان از اول ظهر تا وقت عصر بدون آن که حرکت نماید، و این دلیل است بر تغییر حرکت افلاک مورخان و محدثان این سخن را ذیل آیه نوشته اند:

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند». (شعراء:4)

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

سفیانی کیست؟(پرسش و پاسخ)

او «عثمان بن عنبسه» از فرزندان «خالد بن یزید بن معاویه است و چون از نسل ابوسفیان است، معروف به «سفیان» است.

سفیانی چه ویژگی های ظاهری دارد؟

او مردی است با چهره ای ترسناک که آبله روست و چشمانی کبود دارد.

سفیانی از کجا خروج می کند؟

از سرزمینی خشک یعنی «بیدا» که سرزمینی بی آب و علف در بین مکه و شام است، خروج می کند.

عثمان بن عنبسه کیست و ادعای او چیست؟

او سفیانی از فرزندان یزید بن معاویه بن ابوسفیان لعنة الله علیهم است. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که فرمود:

« آنگاه که خورشید به مغرب خود نزدیک می شود، کسی از مغرب فریاد می زند: ای مردم، مولای شما در بیابان خشک (بیدا) ظهور کرد و او عثمان بن عنبسه از فرزندان خالد بن یزید بن معاویه بن ابوسفیان است. با او بیعت کنید تا هدایت شوید و با او مخالفت نکنید که گمراه می شوید. پس ملائکه و جن او را تکذیب می کنند. هر آن که در شک و تردید است و هر کافر و منافقی با ندای او گمراه می شود».

تصرفات سفیانی چه مناطقی را شامل می شد؟

شیخ صدوق از ابو منصور البحبی نقل کرده است که می گوید: از امام صادق(ع) درباره اسم سفیانی سؤال کردم. فرمود: «تو را با اسمِ او چه کار؟ هر گاه مناطق پنج گانه شام: دمشق، حمص، فلسطین، اردن و حلب را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.» گفتم: آیا 9 ماه این را در تصرف دارد؟ فرمود: «خیر بلکه تصرف او 8 ماه است که یک روز هم بر آن اضافه نمی شود.» و برخی گفته اند بعد از تسلط بر شام، هفت ماه حکمرانی می کند.

چگونه امام مهدی(عج) بر عراق مسلط می شود؟

بعد از این که سفیانی تسلیم پیشنهاد اطرافیان خود می شود، در مقابل امام مهدی(عج) می ایستد و آن حضرت (عج) را به مبارزه می خواند. پس امام مهدی(عج) او را از جنگ بیم می دهد. اما سفیانی بر جنگ علیه امام (عج) پا فشاری می کند. بدین ترتیب بین لشکر سفیانی و لشکر امام (عج) جنگی در می گیرد، که پیروز آن مهدی(عج) است. حکم رانی سفیانی پایان می یابد و اسیر می شود و امام (عج) او را به درک واصل می کند. و این گونه امام (عج) بر عراق مسلط می شود.

قول دیگر درباره کشته شدن سفیانی این است که او به شام فرار می کند و امام (عج) عده ای از یاران خود را به دنبال او روانه می کند و آنان پس از دستگیری سفیانی او را به قتل می رسانند.

آیا سفیانی و دجال هم عصر هستند؟

بله. این دو، هم عصر هم هستند و به شکلی با یکدیگر رابط داردند.

چه مدت طول می کشد تا امام (عج) بعد از ظهورشان در [مقابل سفیانی] پیروز شوند؟

این پیروزی در یک شب واقع می شود. از همان عصری که در بین رکن و مقام خطبه ایراد می کنند.

فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین در چه زمانی رخ می دهد؟

این واقعه خسف چند روز پس از ظهور صورت می گیرد و معجزه بزرگی است که امدادی الهی برای قیام مهدی(عج) است و با این رخداد مردم به صراحت به عدالت دعوت او (عج) و حقانیت قیامش ایمان می آورند.

آیا با فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین مردم تحت تأثیر [این واقعه] قرار می گیرند؟

در روایات به تأثیر این معجزه بر روح و روان انسان ها تصریح شده است:

«پس هنگامی که مردم [این واقعه] را می بینند بزرگان اهل شام و گروه هایی از اهل عراق به نزد امام(عج) شرفیاب شده و با آن حضرت(عج) بیعت می کنند. و قالوا آمنّا به.( به قائم آل محمّد(ع) ایمان می آوردند در حالی که به آن حضرت(عج) کافر بودند).

آیا معجزه خسف (فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین) خودِ سفیانی را هم تحت تأثیر قرار می دهد؟

بله. معجزه خسف سفیانی را هم تحت تأثیر قرار می دهد، و عاطفه او را درباره مهدی(عج) قلیان می دهد. این امر چند نتیجه دارد که مهم ترین آن ها فتح عراق بدون خونریزی است.

سیوطی به نقل از نعیم بن حمّاد به نقل از ولید بن مسلم از امام باقر(ع) نقل می کند که می فرماید: «وقتی خبر واقعه خسف به کسی که آن لشکر را روانه کرده است [سفیانی] می رسد می گوید: به خدا سوگند خداوند در این مرد عبرتی قرار داده است. لشکری را به سوی او روانه کردم، اما زمین آنان را در خود فرو برد، در این واقعه عبرت و نصرتی است که سفیانی را به طاعت وامی دارد». این روایت در پایان به نقض بیعت سفیانی و جنگش با امام (ع) اشاره می کند. از این خبر روشن است که بیعت سفیانی با امام مهدی(ع) و اتخاذ موضع ملایم در قبال امام (ع) در نتیجه فرو رفتن لشکرش در زمین است.

بعد از این که سفیانی به شام فرار می کند آیا امام (ع) به تعقیب او می پردازد؟

بله. آن حضرت (عج) عده ای را به دنبال او روانه می کند. این افراد در بیت المقدس به سفیانی می رسند و در آن جا بر روی صخره ای او را گردن می زنند.

سفیانی پس از خروجش چه مناطقی را تحت تصرف خود در می آورد؟

مناطق پنج گانه شام: دمشق و حمص در سوریه، فلسطین، اردن و حلب.

آیا بر این مناطق پنج گانه اکتفا می کند یا تصرفات خود را توسعه می دهد؟

بر این مناطق اکتفا نمی کند. بلکه لشکریان خود را به اطراف گسیل می دارد که بخش بزرگی از لشکریان او به طرف بغداد و کوفه می روند و در آنجا قتل و فساد به راه می اندازند و اهل آنجا را تارومار می کنند. در کوفه و نجف اشرف نیز قتل عام می کنند. پس از آن، قسمتی از لشکر آن ملعون به شام و قسمتی دیگر به مدینه می روند.

وقتی لشکریان سفیانی به مدینه می رسد چه اتفاقی رخ می دهد؟

با رسیدن لشکر سفیانی به مدینه، به مدت سه روز هر عملی را در این شهر مباح اعلام می کنند و در آن به قتل و ویرانی مشغول می شوند.

آیا به همین امر اکتفا می کنند یا فراتر از آن می روند؟

هرگز به این مقدار اکتفا نمی کنند. بلکه بعد از آن به سوی مکه می روند، اما به آن نمی رسند.

سرنوشت بخشی از لشکر سفیانی به سوی شام می روند، چه می شود؟

لشکری که به شام می رود [با لشکر امام (عج) مواجه می شود که]، لشکر حضرت حجت (عج) بر آن پیروز شده و آن را نابود می کند و اموال آنان به غنیمت گرفته می شود.

فتنه سفیانی تا کجا گسترش می یابد و این فتنه بر چه کسانی سخت خواهد بود؟

فتنه این ملعون در نواحی مختلف بلاد اسلامی گسترش می یابد و در این فتنه به طور خاص بر اصحاب علی(ع) و شیعیان آن حضرت (ع) سخت می گذرد تا جایی که ندا دهنده ای از سوی سفیانی ندا می دهد: «آگاه باشید هر کس سرِ شیعه ای از شیعیان علی(ع) را بیاورد هزار درهم جایزه می گیرد.» در این اوضاع همسایه بر همسایه اش هجوم می برد و می گوید: او از شیعیان علی(ع) است. پس گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد.

علت نرسیدن لشکری که از طرف سفیانی به سوی مکه روانه می شود، به این شهر چیست؟

این لشکر هنگامی که به سرزمین «بیدا» که در بین مکه و مدینه قرار دارد می رسد، زمین تمام آنان را در خود فرو می برد و می بلعد. و این واقعه همان است که به «خسف» مشهور است.

 

منبع : hawzah.net

نوشته شده در تاریخ جمعه هجدهم فروردین 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()

نفس زکیه یک نفر یا دو نفر؟

در باب نشانه های ظهور , بعضی از نشانه ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند, به خصوص آنهایی که در سال ظهور رخ می دهند. یکی از نشانه های مهم ظهور  , قتل نفس زکیه قبل از ظهور امام زمان (عج) و نزدیک ظهور ایشان می باشد که در تعدادی از احادیث به عنوان یکی از نشانه های حتمی نام برده شده است.نکته ی مهمی که درباره ی نفس زکیه وجود دارد , اهمیت فراوان شناخت اوست. زیرا فاصله ی شهادت وی تا ظهور امام زمان بر طبق بعضی از روایات بیش از 15 شب نیست.

روایات متعددی در مورد نفس زکیه در متون دینی ما وجود دارند که بعضی از آن ها عبارتند از:
 
1- در احادیث معدود ، اما معتبری محل شهادت نفس زکیه در نجف کوفه بیان شده است:

((کشته شدن انسانی پاک در پشت کوفه (منظور نجف است)به همراه هفتاد نفر از نیکوکاران)) که این حدیث در باب نشانه های ظهور بیان شده است.ظاهراً در بعضی از احادیث به جای ظهرالکوفة از نجف الکوفة استفاده شده است. )الإرشاد للمفید ص 336 والبحار:52/219-221) 

در دسته ی دیگری از احادیث محل شهادت نفس زکیه در حجاز (مکه) و بین رکن و مقام ذکر شده است:

در فاصله ی بسیار اندکی قبل از ظهور امام زمان (عج) ، یکی از سادات (نفس زکیه) که بعضی از روایات او را سید حسنی نامیده اند ، آخرین آمادگی ها و اتمام حجت ها را با مسلمانان و به خصوص مردم مکه می نماید ، اما مکیان او را در بین رکن و مقام (که محل حرامی است) به شهادت می رسانند . بعد از وقوع این حادثه و در مدت بسیار کوتاهی بعد از آن ، امام زمان ظهور می کنند و دنیا را پر از عدل و داد می نمایند(انشاالله). (البحار:52/307).

پیامبر اکرم(ص):همانا مهدی (عج) ظهور نمی کند تا این که نفس زکیه (انسان پاک) شهید شود ، هنگامی که نفس زکیه شهید شود ، هر که در آسمان و هر که در زمین است بر آن ها (مردم مکه) خشمگین می شود ، پس مردم به سوی مهدی می آیند و بر او وارد می شوند ، همانگونه که عروس در شب عروسی بر شوهرش وارد می شود و او زمین را از عدل و داد پر می کند و زمین گیاهانش را خارج می کند و آسمان بارانش را می بارد و امتم از ولایت او بهره مند می گردد ، به نحوی که هرگز مانند آن را ندیده بود. (ابن حماد ص93 و ابن أبی شیبة :15/199)

امام باقر(ع): بین ظهور مهدى(ع) و كشته شدن نفس زكیه، بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.

همان طور که ملاحظه فرمودید ، در مورد محل شهادت نفس زکیه دو نوع روایت وجود دارد. حال کدامیک از آنها صحیح است؟ پاسخ ما این است که به احتمال قریب به یقین هر دو گروه روایات درست هستند و نفس زکیه  در واقع لقبی برای دو نفر است. برای این ادعا دلایلی وجود دارند که مهمترین آنها عبارتند از:

1-هر دو دسته ی روایات از نظر منابع ، مستندات ودلالت بسیار قوی هستند و تقریباً نادیده گرفتن هر کدام ار آن ها غیر ممکن است
.
2-اگر از دید دستور زبان عربی به روایات دقت کنیم ، می بینیم که کلمه ی (نفس زکیة) به تنهایی و به شکل تنوین دار و بدون حضور (ال) یک اسم نکره است و معنای آن یک انسان پاک می باشد ، که این انسان هر شخص پاکی می تواند باشد و شخص خاصی مد نظر نیست. بنابر این در روایات گروه اول که شهادت نفس زکیه را در کوفه می دانند  شخص خاصی مد نظر نیست ، بلکه یک انسان پاک مد نظر است.(بعضی از محققین مانند شیخ علی کورانی ، این نفس زکیه را شهید  آیت الله سید محمد باقر صدر می دانند ، اما بعد از شهادت آیت الله سید محمد باقر حکیم  در سال های اخیر در نجف کوفه ، محققین زیادی ایشان را نفس زکیه ی مذکور می دانند ، زیرا هم از حیث محل شهادت  و هم از نظر تعداد شهدای همراه (شامل کشته شدگان آنی و کشته شدگان در بیمارستان) با روایت مذکور تطابق بسیلر زیادی دارد).


3-در دسته ی دیگری از روایات  که محل قتل نفس زکیه را در مکه و بین رکن و مقام می دانند ، عمدتاً از عبارت (النفس الزکیة) یا انسان پاک استفاده شده که به دلیل وجود (ال) معرفه بوده و به نظر می رسد که منظور از آن شخصی ویژه و با شرایط ویژه ای است . نفس زکیه ی مزبور احتمالاً شخص بسیار مهمی است و به احتمال زیاد او نفس زکیه ی اصلی است که جزء نشانه های حتمی ظهور می باشد. کما اینکه در یکی از روایات از فاصله ی پانزده شبی شهادت وی تا ظهور امام سخن به میان آمده است و این مطلب احتمالاً اهمیت شهادت وی را می رساند.
بنابراین به نظر می رسد  که دو نفس زکیه ی متفاوت در نشانه های ظهور وجود دارند که شناختن صحیح آن ها انشالله می تواند ما را در درک بهتر شرایط عصر ظهور یاری نماید

منبع:وعده صادق

نوشته شده در تاریخ جمعه یازدهم فروردین 1391    | توسط: مشکان    |    | نظرات()